‏نمایش پست‌ها با برچسب اندیشه های اندیشمندان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اندیشه های اندیشمندان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ فروردین ۲۴, سه‌شنبه

...

در صحرا میوه كم بود . خداوند یكی از پیامبران را فراخواند و گفت : « هر كس تنها می تواند یك میوه در روز بخورد .»

این قانون نسل ها برقرار بود ، و محیط زیست آن منطقه حفظ شد . دانه های میوه بر زمین افتاد و درختان جدید رویید . مدتی بعد ،‌ آن جا منطقه ی حاصل خیزی شد و حسادت شهر های اطراف را بر انگیخت . اما هنوز هم مردم هر روز فقط یك میوه می خوردند و به دستوری كه پیامبر باستانی به اجدادشان داده بود ، وفادار بودند . اما علاوه بر آن نمی گذاشتند اهالی شهر ها و روستا های همسایه هم از میوه ها استفاده كنند . این فقط باعث می شد كه میوه ها روی زمین بریزند و بپوسند .. خداوند پیامبر دیگری را فراخواند و گفت :« بگذارید هرچه میوه می خواهند بخورند و میوه ها را با همسایگان خود قسمت كنند .»
پیامبر با پیام تازه به شهر آمد . اما سنگسارش كردند ، چرا كه آن رسم قدیمی ، در جسم و روح مردم ریشه دوانیده بود و نمی شد راحت تغییرش داد . كم كم جوانان آن منطقه از خود می پرسیدند این رسم بدوی از كجا آ مده . اما نمی شد رسوم بسیار كهن را زیر سؤال برد ، بنابراین تصمیم گرفتند مذهب شان را رها كنند . بدین ترتیب ، می توانستند هر چه می خواهند ، بخورند و بقیه را به نیازمندان بدهد . تنها كسانی كه خود را قدیس می دانستند ، به آیین قدیمی وفادار ماندند .
اما در حقیقت ، آن ها نمی فهمیدند كه دنیا عوض شده و باید همراه با دنیا تغییر كنند.




از کتاب: "پدران، فرزندان، نوه ها"
(پائولو کوئلیو)





۱۳۸۹ فروردین ۲۱, شنبه

آغاز به مردن


به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی
اگر سفر نكنی،
اگر كتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نكنی .
به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی

زماني كه خودباوري را در خودت بكشی،
وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند .
به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی اگر برده‏ی عادات خود شوی،
اگر هميشه از يك راه تكراری بروی …اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏های متفاوت به تن نكنی،
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی .
تو به آرامی آغاز به مردن مي‏كنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سركش،
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند،
و ضربان قلبت را تندتر مي‌كنند،
دوری كنی . .. . ،
تو به آرامی آغاز به مردن مي‌كنی اگر هنگامی كه با شغلت،‌ يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی،
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی،
اگر ورای روياها نروی،
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگي‏ات
ورای مصلحت ‌انديشی بروی . . .
-
امروز زندگی را آغاز كن !امروز مخاطره كن !
امروز كاری كن !نگذار كه به آرامی بميری !شادی را فراموش نكن !

پابلو نرودا _ ترجمه احمد شاملو

۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

پاسخ

پرسيدم ...

چطور ، بهتر زندگي کنم ؟

با كمي مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هيچ تأسفي بپذير ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس براي آينده آماده شو .

ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .

شک هايت را باور نکن ،

وهيچگاه به باورهايت شک نکن .

زندگي شگفت انگيز است ، در صورتيكه بداني چطور زندگي کني .

پرسيدم ،

آخر .... ،

و او بدون اينكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم اين نيست که قشنگ باشي ... ،

قشنگ اين است که مهم باشي ! حتي براي يک نفر .

كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود ميداند آئين بزرگ كردنت را ..

بگذارعشق خاصيت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسي .

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن ..

داشتم به سخنانش فكر ميكردم كه نفسي تازه كرد وادامه داد ... :

هر روز صبح در آفريقا ، آهويي از خواب بيدار ميشود و براي زندگي كردن و امرار معاش در صحرا ميچرايد ،

آهو ميداند كه بايد از شير سريعتر بدود ، در غير اينصورت طعمه شير خواهد شد ،

شير نيز براي زندگي و امرار معاش در صحرا ميگردد ، كه ميداند بايد از آهو سريعتر بدود ، تا گرسنه نماند .

مهم اين نيست كه تو شير باشي يا آهو ... ،

مهم اينست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خيزي و براي زندگيت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دويدن كني ..

به خوبي پرسشم را پاسخ گفته بود ولي ميخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

كه چين از چروك پيشانيش باز كرد و با نگاهي به من اضافه كرد :

زلال باش ... ،‌ زلال باش .... ،

فرقي نميكند كه گودال كوچك آبي باشي ، يا درياي بيكران ،

زلال كه باشي ، آسمان د رتوست

۱۳۸۸ آبان ۵, سه‌شنبه

سخن آشنا

این سخنان از یک دوست است با وجودیکه نهال دوستیمان نوپاست ولی ریشه های عمیقی در خاک جانم زده است و امید است که این نهال , درختی تنومند گردد پر از سایه سار که از طوفانها نهراسد و" خم نارد ابروش"

  • هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و همه چیز را از نو آغاز کند ولی هر کسی می تواند از همین حالا آینده ای خوب وجدید برای خویش بسازد.
  • خداوند برای آنکه روزهای ما بدون غم سپری شود و یا خنده باشد بدون هیچ غصه ای و یا خورشید باشد بدون هیچ بارانی , هیچ تضمینی به ما نداده است ,اما به ما قول داده است اگر در مقابل مشکلات سر خم نکنیم, تحمل سختیها را برایمان آسان نماید و چراغ راهمان شود.
  • عشق در یک لحظه پدید می آید , دوست داشتن در امتداد زمان و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
  • راز دوست داشتن هرچیز , درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود.
  • دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا باشد پس به جای آن که جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.
  • عشق مانند نواختن پیانو است ابتدا باید بر اساس قواعد یاد بگیری و سپس قواعد را فراموش کنی و با قلب بنوازی.

۱۳۸۸ خرداد ۲۷, چهارشنبه

زندگي 2


زندگي يك آواز است ، آنرا بخوان .
زندگي يك بازي است ، آنرا بازي كن.
زندگي يك مبارزه است ، با آن مقابله كن.
زندگي يك رويا است ، به آن واقعيت ببخش.
زندگي يك فداكاري است ، آنرا عرضه كن.
زندگي يك عشق است ، از آن لذت ببر.

۱۳۸۸ خرداد ۲۳, شنبه

دكتر موري

سخنانی از دکتر موری
*تمام هیجانها را ،چه خوب چه بد باید تجربه کنیم وآنها را بشناسیم،وقتی آنها راشناختیم می توانیم از آنها ببریم وجدا شویم.
*وقتی یاد میگیری چگونه بمیری ، یاد میگیری که چگونه زندگی کنی.
*اگر نتوانیم کاری انجام بدهیم لا اقل کوششی انجام بدهیم.
*پیری تنها پوسیدگی و زوال نیست ،رشد است. پیری فقط این معنای منفی را ندارد که تو داری میمیری ،جنبه مثبت آن این است که درک میکنی به مردن نزدیک میشوی وبه همین دلیل سعی میکنی بهتر وبا معنی تر زندگی کنی.
*آدمهایی که کمبود عشق و عاطفه دارند،برای این کمبود جانشین می پذیرند ومادیات را برمیگیرند.
*هرگز نمی توانی مادیات را جانشین عشق،نجابت،شفقت،دلسوزی ویا حس دوستی وهمدلی کنی.
*اگرسعی در خودنمایی برای مردم بالادست داری نه این را فراموش نکن ،زیرا که آن مردم به هر حال از پایین به تو می نگرند و اگر سعی در خود نمایی برا ی مردم پایین دست داری این کار را فراموش کن زیرا آن مردم به تو حسودی میکنند ،مقام وموقعیت تو را بجایی نمیرساند، تنها سینه سرشار از مهربانی و عشق به تو اجازه میدهد بگونه ای یکسان در نظر هر کسی باشی.
*زندگی با عشق معنی پیدا میکند.
*راه درست گریز از جامعه نیست ،تو باید برای جایگزین کردن فرهنگ متعالی تر فعالیت کنی.

زندگي

به نظر یکی از اندیشمندان
خدا وجود شوخ طبعی است چرا که تضادهای زندگی بسیار هولناک و درعین حال جالب و جذابند واین یک اثر حماسی است.
- امور بی انتها را با دانش ناقص بپذیریم.
- باید خدایی را باور کنیم که نمی بینیم.
- عشق را در دنیایی بیاموزیم که انباشته از نفرت است.
- آزادی راباید جایی کشف کنیم که نظارت و کنترل جزیی از مذهب رسمی است .
- وفور نعمت را در جایی کشف کنیم که افراد پیوسته از کمبود و فقدان حرف میزنند.
- ارزش فردی خود را در جایی پرورش دهیم که دیگران مارا مورد انتقاد فرا می دهندو تحقیر می کنند.
- زیبایی را در جایی ببینیم که انباشته از زشتی است .
- در حالی مهربانی و نگرش مثبت را پذیرا باشیم که محیط انباشته از عدم قطعیت است.
- با وجود تمام نگرانی ها باید احساس امنیت کنیم.
- با وجود تمام این تضادها :((گام گذاشتن به فراسوی زندگی؛ چیزی بیش از آن نیست که بیاموزیم تضادهای زندگی را بدون مقامت بپذیریم))