دوستان ارجمند هدف از ایجاد این وبلاگ آشنایی با فرهنگ , تاریخ و جاهای دیدنی و کمتر شناخته شده این مرز و بوم می باشد امید است آنچنانکه شاید , باشد و قبل از هرچیزی از کم وکاستیها و کژیهای آن پوزش می خواهم. " در بکارگیری کلمات و جملات غرضی در کار نیست"
۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه
20شهریور
رویدادنگاران یازدهم سپتامبر سال 226 میلادی را سالروز جنگ داخلی هرمزدگان میدانند .در این جنگ اردشیر بابکان (پاپکان)فرمانروای پارس در محلی در نزدیکی بهبهان بر اردوان پنجم شاه اشکانی چیره گشت و پایتخت خود ار همان تیسفون قرار داد و به پادشاهی 476 ساله اشکانیان پایان داد.ساسانیان از هجوم نژاد نیمه زرد آسیای مرکزی به ایران و از پیشروی روم به آسیا جلو گیری کرد . آیین زرتشت را آیین رسمی ایرانیان قرار دادند و اردشیر سر دودمان ساسانیان پایه گذار یک ناسیونالیسم (میهن پرستی) بیش از اندازه در ایران شد ودرآخرین دودمان که کشور دچار گسترش شکاف طبقاتی شده بود مزدک مسلک سوسیالیستی خود را آورد که در ابتدای کار افراد زیادی به گرویدند .
۱۳۸۸ شهریور ۱۵, یکشنبه
19 شهریور
دهم سپتامبر سال 56 پیش از میلاد , مهستان (سنای ایران) در پی گلایه های بسیار با بیشترین آرا مهرداد سوم را از شاهی برکنار و برادرش ارد (orod) را به شاهی برگزید . مهرداد سوم با وجود پیروزی در جنگ با رومیان و مردمان خاوری مردی خودسر و ستمگر و دست به پالایشگری بی دلیل بلند پایگان کشوری و لشکری زده بود و بدون دادرسی به چند مورد ستاندن دارایی ها دست زده بود . مهستان در همان نشستی که مهرداد سوم را برکنار کرد رای داد که از آن پس شاه کشور به شاه ملت (شاه ایرانیها)نامیده شود تا فراموش نکند که شاه , برگزیدنی است.
هشت سال بعد این پیشنهاد در سنای روم مطرح شد ولی به شوند (دلیل) این که همه پیروان فرمانروایی روم , رومی نبودند , پذیرفته نشد . در سپتامبر سال 1791 مجلس نمایندگان فرانسه بر اساس همین نشانه های تاریخی در قانون اساسی تازه نگاشته شده خود پذیرفت که شاه برای پاسداری و پایبندی به ملت و کشور باید سوگند یاد کند و از آن پس پادشاه فرانسه , پادشاه فرانسویان نام گرفت و لویی شانزدهم در 14سپتامبر 1791 با بی میلی این سوگند را یاد کرد و انقلاب به او زمان چندانی به او نداد.
هشت سال بعد این پیشنهاد در سنای روم مطرح شد ولی به شوند (دلیل) این که همه پیروان فرمانروایی روم , رومی نبودند , پذیرفته نشد . در سپتامبر سال 1791 مجلس نمایندگان فرانسه بر اساس همین نشانه های تاریخی در قانون اساسی تازه نگاشته شده خود پذیرفت که شاه برای پاسداری و پایبندی به ملت و کشور باید سوگند یاد کند و از آن پس پادشاه فرانسه , پادشاه فرانسویان نام گرفت و لویی شانزدهم در 14سپتامبر 1791 با بی میلی این سوگند را یاد کرد و انقلاب به او زمان چندانی به او نداد.
18 شهریور
در نهم سپتامبر 129 پیش از میلاد فرهاد دوم شاه اشکانی در جنگی با سلوکی ها در سوریه بازماندگان اسکندر گجستک را از آسیا بیرون راند و شکست ایران از سپاه اسکندر را پاسخ داد . در این جنگ 17هزار سلوکی کشته و 12700 تن اسیر شدند . به گواه تاریخ دلیل شکست داریوش هخامنشی از اسکندر بهره جستن از سربازان مزدور بیگانه بوده است .درسی که جهانیان از این جنگ گرفتند این بود که در جنگهای پدافندی باید تنها از سربازان میهن استفاده شود که بدانند شکست برابر نابودی کشورشان به دست دشمن است و از آن پس استفاده از سربازان مزدور تنها برای یورش و تاراج دیگر سرزمینها بود .
میگویند برروی شمشیر فرهاد دوم نوشته بود تنها برای نگهبانی از ایران و مردم سرزمین بجنگ.یکی از مغ ها به پادشاه گفت چرا این سخن روی شمشیر است ؟ پند بزرگان باید در دل و اندیشه باشد نه بر دست ساخته ها . پادشاه گفت هر بار که این نوشته را می بینم به من می گوید راه درست چه و کجاست و بدین گونه در بیداد زمان گم نمی شوم.(امان از دست زمانه...)
میگویند برروی شمشیر فرهاد دوم نوشته بود تنها برای نگهبانی از ایران و مردم سرزمین بجنگ.یکی از مغ ها به پادشاه گفت چرا این سخن روی شمشیر است ؟ پند بزرگان باید در دل و اندیشه باشد نه بر دست ساخته ها . پادشاه گفت هر بار که این نوشته را می بینم به من می گوید راه درست چه و کجاست و بدین گونه در بیداد زمان گم نمی شوم.(امان از دست زمانه...)
17 شهریور
هشتم سپتامبر 562 میلادی برخی ا ز سران یمن در تاق کسرا در تیسفون (نزدیک بغداد امروزی) با خسرو انوشیروان دیدار نموده و از شاه خواستند که حبشی ها را که بواسطه چند دستگی داخلی سران قبیله ها میهنشان به دست گرفته بودند از سرزمین شان بیرون براند . شاه پس از رایزنی با افسران خود درخواست انها را پذیرفت و چند یگان از سربازان پارس و کرمان را با کشتی به یمن فرستاد و حبشی ها را شکست داد و تا مدتها یک ژنرال ایرانی در سرزمین یمن پایگاه داشت و در فرماندهی آنان را همراهی میکرد.
۱۳۸۸ شهریور ۱۴, شنبه
گاهان
در ایران باستان روزها به زمانهایی تقسیم می شده است به شرح زیر :
گاهان : از .... تا ....
هاون : از برآمدن آفتاب تا نیمروز
رفتون : از نیمروز تا سه ساعت پس از آن
ازیرن : از سه ساعت پس از نیمروز تا غروب خورشید
ایوه سریترم : از غروب خورشید تا نیمه شب
اشهن : از نیمه شب تا برآمدن آفتاب
گاهان : از .... تا ....
هاون : از برآمدن آفتاب تا نیمروز
رفتون : از نیمروز تا سه ساعت پس از آن
ازیرن : از سه ساعت پس از نیمروز تا غروب خورشید
ایوه سریترم : از غروب خورشید تا نیمه شب
اشهن : از نیمه شب تا برآمدن آفتاب
۱۳۸۸ شهریور ۱۱, چهارشنبه
روزها
در ایران باستان هریک از روزهای ماه نامی داشت فرخنده که با هرمزد آغاز و با انارام پایان می پذیرد و سفارشهایی برای انجام برخی کارها در این روزها هم شده است.هر ماه سی روز بوده که به ترتیب زیر می باشد .در روزهای هرمزد , اردیبهشت , آذر , دی به مهر , سروش , ورهرام و دی به دین به نیایش اهورا مزدا پرداخته می شده است.
1 : هرمزد : خرم باش = هستی بخش بزرگ دانا
2 : بهمن : جامه نو پوش = اندیشه نیک
3 : اردی بهشت : به آتشگاه شو = بهترین راستی وپاکی
4 : شهریور : شاد باش = شهریاری
5 : سپندارمز : پاک باش = فروتنی و مهر پاک
6 : خور داد : جوی و نهر کن = تندرستی و رسایی
7 : امرداد : دار و درخت نشان = بی مرگی
8 : دی به آذر : سرشوی و مو و ناخن پیرای = آفریدگار
9 : آذر یا قوس یا رامین : به راه شو و نان مپز (روز و ماه یکی می باشد روز نهم و ماه نهم آذرنام دارد) = آتش
10 : آبان : از آب پهریز کن و آب را میازار = آبها و هنگام آب
11 : خور : کودک به دبیرستان بر تا دبیر و فرزانه شود = آفتاب و خورشید
12 : ماه : با دوستان نیک پرسش کن و از خد آمد کار بخواه = ماه
13 : تیر : به کودک تیراندازی ,نبرد و سوارکاری یاد ده = باران
14: گوش : گوساله پرورش ده و گاو به ورز آموز = گیتی , جهان , زندگی و هستی
15 : دی به مهر : سرشوی و ناخن پیرای = آفریدگار
16 : مهر : از مهر داوری بخواه و با مستمندان به مهر رفتار کن = پیمان و دوستی
17 : سروش : آسایش روان خود را از سروش بخواه = فرمانبرداری
18 : رشن : کار سبک کن و نیایش فراوان = دادگری
19 : فروردین : سوگند مخور, ستایش فروهر پاکان کن تا خشنود شوند = فروهر و نیروی پیشرفت
20 : ورهرام : خان و مان بن افکن = پیروزی
21 : رام : زن خواه و رامش گیر و داده خواه تا پیروز و کامروا گردی = رامش و شادمانی
22 : باد : درنگ کن و کار نو آغاز = باد و هوا
23 : دی به دین : سرشوی و مو و ناخن بپیرای وجامه نو پوش و زن به خانه بر = آفریدگار
24 : دین : خرفستر کش ( حیوانت موذی : موش , زنبور , کژدم , موریانه , گرگ و...) = وجدان و بینش درون
25 : ارد : نو بخر و به خانه ببر = خوشبختی , دارایی و خواسته
26 :اشتاد : اسب و گاو بر ده تا بار آورد = راستی
27 : آسمان : به راه دور شو تا به درستی باز آیی = آسمان
28: زامیاد : داور مخواه = زمین
29 : مهرسپند : جامه نو بدوز و بپوش و زن گیرر تا فرزند تیز ویر (هوش) و نیک زاید = گفتار پاک
30 : انارم : موی و ناختن پیرای و زن بگیر تا نیک زاید = فروغ , روشنایی بی پایان
1 : هرمزد : خرم باش = هستی بخش بزرگ دانا
2 : بهمن : جامه نو پوش = اندیشه نیک
3 : اردی بهشت : به آتشگاه شو = بهترین راستی وپاکی
4 : شهریور : شاد باش = شهریاری
5 : سپندارمز : پاک باش = فروتنی و مهر پاک
6 : خور داد : جوی و نهر کن = تندرستی و رسایی
7 : امرداد : دار و درخت نشان = بی مرگی
8 : دی به آذر : سرشوی و مو و ناخن پیرای = آفریدگار
9 : آذر یا قوس یا رامین : به راه شو و نان مپز (روز و ماه یکی می باشد روز نهم و ماه نهم آذرنام دارد) = آتش
10 : آبان : از آب پهریز کن و آب را میازار = آبها و هنگام آب
11 : خور : کودک به دبیرستان بر تا دبیر و فرزانه شود = آفتاب و خورشید
12 : ماه : با دوستان نیک پرسش کن و از خد آمد کار بخواه = ماه
13 : تیر : به کودک تیراندازی ,نبرد و سوارکاری یاد ده = باران
14: گوش : گوساله پرورش ده و گاو به ورز آموز = گیتی , جهان , زندگی و هستی
15 : دی به مهر : سرشوی و ناخن پیرای = آفریدگار
16 : مهر : از مهر داوری بخواه و با مستمندان به مهر رفتار کن = پیمان و دوستی
17 : سروش : آسایش روان خود را از سروش بخواه = فرمانبرداری
18 : رشن : کار سبک کن و نیایش فراوان = دادگری
19 : فروردین : سوگند مخور, ستایش فروهر پاکان کن تا خشنود شوند = فروهر و نیروی پیشرفت
20 : ورهرام : خان و مان بن افکن = پیروزی
21 : رام : زن خواه و رامش گیر و داده خواه تا پیروز و کامروا گردی = رامش و شادمانی
22 : باد : درنگ کن و کار نو آغاز = باد و هوا
23 : دی به دین : سرشوی و مو و ناخن بپیرای وجامه نو پوش و زن به خانه بر = آفریدگار
24 : دین : خرفستر کش ( حیوانت موذی : موش , زنبور , کژدم , موریانه , گرگ و...) = وجدان و بینش درون
25 : ارد : نو بخر و به خانه ببر = خوشبختی , دارایی و خواسته
26 :اشتاد : اسب و گاو بر ده تا بار آورد = راستی
27 : آسمان : به راه دور شو تا به درستی باز آیی = آسمان
28: زامیاد : داور مخواه = زمین
29 : مهرسپند : جامه نو بدوز و بپوش و زن گیرر تا فرزند تیز ویر (هوش) و نیک زاید = گفتار پاک
30 : انارم : موی و ناختن پیرای و زن بگیر تا نیک زاید = فروغ , روشنایی بی پایان
۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سهشنبه
11 شهریور
یک میهن دوست آتنی به نام فلیپیدوس پس ازآگاهی از تصرف جزیره "اوبوآ"به دست نیروی دریابرد ایران وپیاده شدن جلودار ارتش ایران در "آتیکا"و دشت ماراتن , 240 کیلومتر بین آتن تا اسپارت را دو شبانه روز دوید تا از اسپارتها برای نجات آتن کمک بخواهد .او دوم سپتامبرسال 490 پیش از میلاد به اسپارت رسید. فیلیپیدوس از سوی کسی گسیل نشده بود و تنها حس میهن دوستی او را به دویدن 240کیلومتری وادار کرده بود و این بر اهمیت کارش افزوده است و به همین دلیل دو ماراتن هر چهار سال یکبار در المپیک برگزار می گردد.
اشتراک در:
پستها (Atom)