۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

من چه کردم با تو

آه می بینم اندوه تو را,
آه می بینم اندوه ,تو را ازنفس انداخته
رنگ ز گلبرگ رخت باخته
و ز برای دل تو قفسی ساخته
همه کار من این بود
که تو من باشی
چه فکر عبثی
آه من چه کردم با تو
آه من چه کردم با خود
مرغ وحشی که به گلزار بدش جا و مکان
خفته در پیله خود, دل نگران
مرداب دلش , روی زمن کرده نهان
من چه کردم با خود
من چه کردم با تو
پندار من این بود که کوهی و ستبر
تاب و توان داری وصبر
جور کشی ,سنگ صبور
غم واندوه دل زار پذیری به سرور
حسن دلدار نفروشی به غرور
مرحم ریش دلی
خار نه ای , نار نه ای
همه روشنی راه تو ای
پندار من این بود
در این آبی آرام , تو چون ابر بهار
بر تن دشت بباری
گل برآرد سر از این بیشه زار
دل سنگ بکاوی تو به چنگ
تا نماند به دلش ننگ به سنگ
پندار من این بود
که همراه ملی
حامی و پشت منی درهمه حال
تا زین پس نسپارم ره خاکی به زوال
آه چه فکر عبثی
که فتاده است دلم درقفسی
بی هم نفسی

آه من چه کردم با تو
آه من چه کردم با خود














 
       




۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

دوست دارم

باران را دوست دارم
نم نم باريدنش را،رگبارش را
خيس شدن را،خيس خيس شدن را
دوست دارم خيس شدن را در بالا رفتن از كوه
و
نم نم باريدن را تا به قله رسيدن وسرتا پا خيس شدن وچكه كردن قطره هاي آب از يكايك تارهاي موهاي سرم


دوست دارم برف را
بوران را
امتداد پايين آمدن دانه هاي آنرا ازآسمان
دوست دارم  راه رفتن در ميان برف،درميان درختان لخت وعور
دوست دارم فرو ريختن برفها را از روي درختان بر زمين
و فرو رفتن پاها در درون برف را
و لرزيدن دستها ورعشه كل بدن را از سرماي برف
ودويدن كبكها را بر برف


دوست دارم باد را
بادي كه ميبرد بوي تعفن لاشه هاي گنديده را
دوست دارم وزش تند باد را وحركت در خلاف آن، مقاومت و پيشروي در برابر ان
زمين خوردنها و از پس نرفتها را
كمك نگرفتنها و يك تنه جلو رفتن را


دوست دارم دريا،ساحلش، قرار و بيقراريش را
امواج سهمگينش را بر پيكر جانكاه ساحل
دوست دارم غروب را در ساحل آرام و نسيمي كه از دريا بوي خوش يار را مياردو سرخي شبق را
شنا كردن در دريا را ، در درياي طوفاني بدون هيچ دستگيري و يا با قايقي بي سكان و قطب نماو عبور از امواج و رسيدن به ساحل را


دوست دارم كوهستان را ،راههاي مخوف تنگ تاريك وباريك را عبور از تنگناها وكمرها را
بدون هيچ دستاويزي ، تنهاي تنها، صعود به قله وفتح هر چكاد را
دوست دارم تماس آخرين هور را در غروب با چكادهاو فرو رفتن را در پس آن

گلهای ریا

عندليب غم تنهايي من ،بر سر شاخه خشكي نگران
چنگ زنان نغمه سر داد
رسوا كرد
دل رنجور مرا
بي قراري وتب وتابم را
لرزش صوت حزينش
شهادت ميداد
مسموميت تن از سم چگر سوز فراق
دوري از مهرو وفا
دوري از عشق و ولا،
دوري ازشور و صفا
ترك روي لب وخشكي اندام صدا
گفتگو ميكند از شهر بلا
سرزمين گلهاي  ريا

بوی خاک

بياد آر، شب راكنار ديوار
دل خسته ،چشم خفته
ناگهان باد وزان برسد از راه
پنجره كومه را
آري باد در هم بشكند
و سه تارباران
شروع به نواختن كند
خواب از چشم بيرون
وخستگي از دل هم
بوي خاك نمناك كوچه
مشام را بنوازد
چه دوست داشتني است اين شب
و
بوي خاك نمناك باران خورده .








۱۳۸۸ بهمن ۱۰, شنبه

خوشبختی

 خوشبختی
همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت، وقتي بچه دار شويم بهتر خواهد شد، و با به دنيا آمدن بچه‌هاي بعدي زندگي بهتر....
ولي وقتي مي‌بينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند، خسته ميشويم.
بهتر است صبر كنيم تا بزرگتر شوند..
فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند، باز كلافه ميشويم، چون دايم بايد با آنها سروكله بزنيم. مطمئناً وقتي بزرگتر شوند و به سنين بالاتر برسند، خوشبخت خواهيم شد. با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه :
همسرمان رفتارش را عوض كند،يك ماشين شيكتر داشته باشيم، بچه هايمان ازدواج كنند،
به مرخصي برويم و در نهايت بازنشسته شويم.....
حقيقت اين است كه براي خوشبختي، هيچ زماني بهتر از همين الآن وجود ندارد.
اگر الآن نه، پس كي؟ زندگي همواره پر از چالش است..
بهتر اين است كه اين واقعيت را بپذيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه اين مسائل، شاد و خوشبخت زندگي كنيم.
خيالمان ميرسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه، موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار بروند:
مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم، كاري كه بايد تمام كنيم،
زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم، بدهي‌هايي كه بايد پرداخت كنيم و ...
بعد از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود!
بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم، تازه مي فهميم كه زندگي، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي‌شناسيم.
اين بصيرت به ما ياري ميدهد تا دريابيم كه جاده‌اي بسوي خوشبختي وجود ندارد.
خوشبختي، خودٍ همين جاده است.. پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم..
براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بنشينيم:
در انتظار فارغ التحصيلي، بازگشت به دانشگاه، كاهش وزن ، افزايش وزن، شروع به كار، ازدواج، شروع تعطيلات، صبح جمعه، در انتظار دريافت وام جديد، خريد يك ماشين نو، باز پرداخت قسطها، بهار و تابستان و پاييز و زمستان، اول برج، پخش فيلم مورد نظرمان از تلويزيون، مردن، تولد مجدد و...
خوشبختي يك سفر است، نه يك مقصد.. هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد.
زندگي كنيد و از حال لذت ببريد.. اكنون فكر كنيد و سعي كنيد به سؤالات زير پاسخ دهيد:
1. پنج نفر از ثروتمندترين مردم جهان را نام ببريد.
2. برنده‌هاي پنج جام جهاني آخر را نام ببريد.
3. آخرين ده نفري كه جايزه نوبل را بردند چه كساني هستند؟
4. آخرين ده بازيگر برتر اسكار را نام ببريد.
نميتوانيد پاسخ دهيد؟ نسبتاً مشكل است، اينطور نيست؟
نگران نباشيد، هيچ كس اين اسامي را به خاطر نمي آورد.
روزهاي تشويق به پايان ميرسد!
نشانهاي افتخار خاك مي گيرند!
برندگان به زودي فراموش ميشوند!
اكنون به اين سؤالها پاسخ دهيد:
1. نام سه معلم خود را كه در تربيت شما مؤثر بوده‌اند ، بگوييد.
2.. سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نياز به شما كمك كردند، نام ببريد.
3. افرادي كه با مهربانيهايشان احساس گرم زندگي را به شما بخشيده‌اند، به ياد بياوريد.
4. پنج نفر را كه از هم صحبتي با آنها لذت ميبريد، نام ببريد. حالا ساده تر شد، اينطور نيست؟
افرادي كه به زندگي شما معني بخشيده‌اند، ارتباطي با "ترين‌ها" ندارند،ثروت بيشتري ندارند، بهترين جوايز را نبرده‌اند، ....
آنها كساني هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهايي كه در همه شرايط، كنار شما ميمانند ...
كمي بيانديشيد. زندگي خيلي كوتاه است. و شما در كدام ليست قرار داريد؟ نميدانيد؟
اجازه دهيد كمكتان كنم.
شما در زمره مشهورترين نيستيد....

۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

گلها

در اغلب کشورها گل ها از معانی یکسانی برخوردار شده اند که دانستن آن ها استفاده به موقع از معانی آن می تواند در بهبود ارتباط نقش موثری داشته باشد.
گل نسرین:زیبایی با شکوه
گل بنفشه: به معنی نجابت و کم رویی، اندیشه ناگفته ، پاکدامنی ، فروتنی
گل شقایق: اختلاف
گل سرخ: عشق و زیبایی
رز سیاه : مرگ و تسلیت
رز سفید : عشق مبارک و فرخنده
رز کاملاً شکفته : تعهد و دوست داشتن
دسته گل رز : قدردانی
ترکیبی از گل رز سفید و سرخ : سازش، اتحاد
سوسن: ملاحت و زیبایی
سوسن سفید: دوشیزگی و پاکیدامنی
خشخاش: تنبلی و سستی
شکوفه پرتقال: علاقه به ازدواج
سنبل: اندوه و تاسف
شب بو: عشق در حال سیه روزی و بدبختی
زنبق سفید: عفت و پاکدامنی
کاملیای سفید : قابل ستایش و پرستیدنی
کاملیای صورتی: در آرزوی رسیدن به یکدیگر
کاملیای قرمز : عشق آتشین
نیلوفر آبی : حقیقت
آنتوریوم: عشق ، علاقه و محبت
داوودی : تو دوست فوق العاده من هستی
آفتابگردان : ستایش ، غرور و پرستش
نرگس : غرور و خودبینی
نرگس زرد :احترام
اقاقیا : عشق پاک
کاکتوس: پایداری و استقامت
لاله : عاشق واقعی
مریم : لذت بردن
میخک : جواب مثبت به درخواست عشق
قاصدک : وفاداری ، خوشبختی و صداقت
نسترن : احساس همدلی و تقاضای دوست داشتن
پامچال : بدون تو ادامه زندگی را نمی خواهم.
یاسمن : شادی و دلپذیری
رزماری : یادآوری خاطرات گذشته
البته تعداد شاخه های دسته گل اهدایی هم معنای مختلفی دارد:
یک شاخه گل: توجه
سه شاخه گل: احترام
پنج شاخه گل: علاقه و محبت
هفت شاخه گل: عشق
10 شاخه گل لاله نشانه یک عشق بی نظیر و ماندگار می باشد.